سئو و بهينه سازي وب
 
 
 
شریعتی «ایست»گاه نیست
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٤ : توسط : Admin

یادداشت مهدی سلیمانیه به بهانه‌ی برگزاری کنفرانس بررسی اندیشه‌های دکتر شریعتی در استانبول ترکیه.

 

 

مهدی سلیمانیه

 

به بهانه‌ی برگزاری کنفرانس بررسی اندیشه‌های دکتر شریعتی در استانبول ترکیه

 

بعضی آدم‌ها این‌طور هستند. آرام و قرار ندارند. مدام در سیلان. مدام در شدن. بعضی هایشان آنقدر در جنب و جوش و طغیانند که حتی بعد از مرگ هم آرام نمی‌گیرند! مدام مرزها را در می‌نوردند. درست در لحظه‌ای که به نظر می‌رسد در جایی ساکن شده‌اند، از جای دیگری سر برمی‌آورند. باز پیدایشان می‌شود. مثل باد. در جست و جو.

بعضی آدم‌ها مدام «مسأله» هستند. مثل «سید جمال الدین اسدآبادی» که نه تنها در حیات پرماجرایش، که حتی پس از مماتش هم آرام نگرفت. تن‌اش هم مسأله شد. جسدش هم سفر کرد:  پنهانی دفن شد. مدتی گم شد. بعد یک غربی قبرش را یافت. بعدتر موضوع دعوای ایرانی و افغانی شد. کشاکش سیاسی درست کرد. استخوان هایش بیرون آمد و به کابل سفر کرد. دوباره حالا دارد با اخوان، در مصر، در شمال افریقا سر برمی آورد. و باید منتظر ماند که باز از کجا سر بر بیاورد. سید جمال نمی‌خواهد به داخل کتاب‌ها برگردد. سید جمال آرشیو نمی‌شود.

شریعتی هم آرام ندارد. یک روز که خیال می‌کنی در ایران آرام گرفته، سر از جنوب شرق آسیا در می‌آورد و العطاس‌ها را شیفته می‌کند. در زادگاهش برای برخی تکراری می‌شود اما در لبنان کشف شده و در لیست پرفروش‌ها سر و کله‌اش پیدا می‌شود. اینجا در جامعه شناس بودنش، رشته‌اش و مدرکش تشکیک می‌شود اما ناگهان از دهان مایکل بوروی از پیشروان «جامعه شناس مردم مدار» خوانده می‌شود و باز می‌گردد. به سراغ ترک ها می‌رود تا کل مجموعه آثارش را به ترکی برگردانند و به ترکی با مخاطبینش از مثلث زر و زور و تزویر سخن بگوید. وقتی فکر می‌کنی که نسلی «اسلامیات»اش را وانهاده با «کویریات» پیدایش می‌شود و در خلوت «گفتگوهای تنهانی»شان جا می‌گیرد. مدتی که فراموشش می‌کنی ناگهان با قالبی نو داخل پیامک‌ها می‌شود. همان روز صبحی که با خودت می‌گویی دوره‌اش گذشته‌است، پژوهشی داد می‌زند که هنوز اکثر دانشجوها به خاطر شریعتی به جامعه شناسی می‌آیند. هر روز به لباسی، قامتی، زبانی. «هر لحظه به شکلی بت عیار درآمد»...

«سیستم‌»ها می‌خواهند این «مسأله»ها را حل کنند. آرام‌شان کنند. به «یاد» و «بزرگداشت» و تاریخ بسپارندشان. تفسیر غالب و قالب غایی‌اش را ارائه دهند و ختمش کنند و فاتحه‌اش را هم بخوانند. آخر روحی که هر روز از قالبی به قالبی و از مرزی به مرزی سفر می‌کند و تن به هیچ نظم و نسق و نظامی نمی‌دهد که نمی‌شود کنار آمد. باید آن را «سر جا»یش نشاند. اما مسأله اینجاست که شریعتی نمی‌خواهد سرجایش بنشیند؛ روی تابلوهای خیابان‌ها، سر در بیمارستان‌ها، روی سربرگ اداری آموزشکده‌ها، بین عناوین درسی دانشگاه‌ها. او آرام نمی‌گیرد.

شریعتی «آرام»گاه ندارد. حتی جسد او هم هنوز «امانت» و «آن»جاست. امانت یعنی موقت. «آن»جا یعنی جایی «دیگر». این‌ها همه یعنی حتی بدن او هم تن به «اینجا»یی شدن، به ثبات و قرار و استقرار نداده‌است. این یعنی بدن او هم دیر یا زود باز "مسأله" خواهد شد.

بعضی «وجود»ها آرام ندارند. شریعتی هر چه که باشد، «ایست»گاه نیست.


«خاکستر تو را

باد سحرگهان

هر جا که برد

مردی ز خاک رویید

در کوچه باغ‌های نشابور

مستان نیم شب به ترنم

آوازهای سرخ تو را باز

ترجیع وار

زمزمه کردند

نامت هنوز ورد زبان‌هاست»

(شفیعی کدکنی)


 
عکسهای بسیار زیبای زمین از دید تلسکوپهای فضایی ناسا
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۱ : توسط : Admin

 

 

رود نیل

 

 

اقیانوس هند

 

 

انعکاس غروب آفتاب در دریای خزر

 

 

 

 

 

 

 

زمین و ستاره ها

 

 

 

آتشفشان مانام گینه نو


 
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۱ : توسط : Admin

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

-1
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک استتنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
-2 آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

-3 آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌ماننددوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

-4
 آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند
شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیمباز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شودسکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد
.


 
" عصارخانه " جاذبه ناشناخته ایران زمین
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٩ : توسط : Admin

عصارخانه(حصارخانه) در شهرهای قدیم ایران به آسیاب‌های مخصوصی اطلاق می‌شد که از آنها برای خرد کردن مواردی چون سنگ و زردچوبه و فلفل و امثالهم استفاده می‌شد. عصارخانه عبارت از محوطه‌ای بود که در وسط آن دو قطعه سنگ گرد بر روی هم قرار داشت و این دو قطعه سنگ از یک طرف با اهرمی به یک رأس چهارپا، مثل الاغ یا شتر یا قاطر یا اسب متصل بود. با حرکت کردن حیوان، که به صورت دورانی صورت می‌گرفت، سنگ روئی آسیاب به حرکت درمی آمد و با گردش این سنگ، آنچه از موادی که به وسط سنگ مزبور ریخته می‌شد، نرم می‌گردید.

شگفت انگیزی نحوه عملکرد عصار خانه ها و همچنین منحصر به فرد بودن آن سبب شده عصار خانه به عنوان یکی از جاذبه های بکر گردشگری کشور به شمار آید با این وجود آنچنان که شایسته این مکان های شگفت انگیز است تا کنون تلاشی برای معرفی آنها در سطح جامعه صورت نگرفته است.


 

روش روغن‌گیری در عصارخانه های قدیم 

در قدیم ظروف مملو از خمیر دانه‌های روغنی را یکایک بر روی هم می‌چیدند و با استفاده از تیر کوچکی بنام کارماله کمی- فشار برکوپی‌ها وارد می‌کنند تا اصطلاحاً «زیر کار برای تیر بزرگ» مهیا شود. بعد چند قطعه چوب قطور گرد که شاگرده نام دارد در قسمت پایین تیر بزرگ قرار می‌ دادند و آنگاه تیر بزرگ را برای فشردن دانه‌ها بتدریج سرازیر می‌کردند.

سنگ عصارخانه و تخمیر (له کردن) دانه‌های روغنی


 

 

در کنار تیر بزرگ(تیلوه) خمره بزرگی را در زمین نصب کرده‌اند که روغن بدست آمده وارد آن می‌شد. برای آنکه فشار ناشی از تیرهای روغن گیری تحمل شود، دیوار بزرگی که بوسیله سنگهای بسیار محکم و کلاف‌بندی شده احداث می‌شد. یا کونه تیر نام دارد. ته تیر بزرگ در داخل اسپر مهار می‌شد. یک ساعت پس از روغن کشی اولیه، سنگ بزرگی، که به وسیلة طناب و دوله و قرقره بالا و پایین می‌رود، برروی تیر بزرگی قرار می‌داند تا فشار بیشتری وارد آید و روغن دانه‌ها کاملاً گرفته شود. بیست و چهار ساعت بعد تیر را به کیفیت نخست بر می‌گردانند و تفاله‌ دانه‌ها و یا به قول اهل فن بذرها را بیرون می‌آوردند.

یکی دیگر از دستگاههای عصارخانه ارده‌ مال نام دارد که دو سنگ زیر و روی آن را برسکویی به ارتفاع یک متر متکی کرده‌اند و سنگ بوسیلة تیری(لکه) که شتر می‌چرخاندش، می‌گردد و ارده، که از بهترین خوراکهای زمستانی است، بدست می‌آید. دانه خام ارده کنجد است که ابتدا پوستش را می‌گیرند و بعد بو می‌دهند و از مغز آن ارده تهیه می‌کنند. در گذشته ارده دیگری بنام تنده، از مغز هلو و تلخه زردآلو، تهیه می‌شد.

استفاده از تفاله


 

کیکج: در نواحی خشک و کم آب اطراف اصفهان، نظیر برخوار یا سمیرم ، نجف آباد ، کرون ، پران و جوزان، کیکج کشت می‌شود که موقع بهره‌برداری از آن اوایل خرداد ماه است. گرفتن روغن کیکج، به علت سختی دانه‌اش، جز در عصارخانه‌ها امکان ندارد. عصارها روغن کیکج را منداب نامند. روغنی است که پیوسته مورد استفاده قرار می‌گیرد و در خوش سوزی شهرتی بنام دارد. به علاوه، روغن منداب داروی مؤثری است برای درمان بیماریها و یا تقویت جسمی شتر.

کافشه: یکی از دانه‌های روغنی مفید است که در حوالی اسفند ماه کشت می‌شود و در بهار بدست می‌آید. این گیاه را در تمام استان اصفهان می‌کارند. روغن کافشه در گذشته بهترین روغن برای تهیه انواع شیرینی، بویژه زولبیا و بامیه و سوهان بود و مصرف خوراکی فراوان داشت. دانه این گیاه هنوز هم به عنوان خوراک کبوتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

خشخاش: پیش از منبع کشت خشخاش، روغن خشخاش مورد استفاده بود. کشت این گیاه در مهرماه انجام می‌گرفت و محصولش در اوایل خرداد ماه بدست می‌آمد. دانه مفید خشخاش را در عصارخانه‌ها بو می‌دادند و پس از سایش و تخمیر، روغن مخصوصی بدست می‌آورند که به مصرف روشنایی و تهیه صابون می‌رسد.

 


 

بید انجیر(کرچک): این گیاه پاییزه است و در تمام بخشهای اصفهان و یزد بدست می‌آید و روغن آن هم اکنون نیز در بعضی کارخانه‌های روغن‌کشی، تهیه می‌شود. در گذشته روغن کرچک را همراه با روغن سایر گیاهان، نظیر خشخاش و کیکج، می‌گرفتند، که مصرف خوراکی و درمانی نیز داشت.

بزرک: این گیاه که در چهارمحال بدست می‌آید، در گذشته بهترین ماده برای روشنایی بود. در حال حاضر روغن بزرک بیشتر در نقاشی و رنگ آمیزی در و پنجره‌ها به کار می‌رود و به مصرف غذایی دامها و کودهای گیاهی نیز می‌رسید.

کنجد: گیاهی است شبیه بزرک که در حوالی یزد و اردکان و برخی شهرهای خراسان نظیر سمنان، به عمل می‌آید. بگونه‌ای که وصفش گذشت،‌ ارده معروفترین ماده‌ای است که از کنجد می‌گیرند و ارده مالی عملی است که این روزها نیز رواج داردکه پیشتر در عصار خانه ها انجام می شد.

عصارخانه‌های اصفهان

اگرچه در کاشان و برخی دیگر از شهر های کویری نیز می توان عصار خانه هایی یافت اما بدون شک معروفترین عصار خانه ها متعلق به اصفهان است.


 

چهار عصار خانه کوچه جهودها، شیخ بهایی، شاهی و پاسنگ در اصفهان باقی است. در این میان عصارخانه شیخ بهایی جالب است. این عصارخانه   یکی از قدیمی‌ترین کارخانه‌های روغن‌گیری اصفهان به شمار می‌رود و قبل از آنکه به صورت فعلی درآید به طریق چوغن‌گری اداره می‌شد. نمونه سنگهای دستگاه قدیمی این کارخانه در انباری نگهداری می‌شود.

خارج از شهر تاریخی اصفهان نیز عصارخانه‌های فراوانی وجود داشت که پاره‌ای از آنها پابرجاست. از جمله می‌توان عصارخانه بزرگ بن اصفهان سده(همایون شهر) را که مجاور چارسوی بازار است، نام برد. سنگ این عصارخانه را از بازار عریان آورده‌اند.

در اطراف شهررضا نیز عصارخانه‌های زیادی وجود داشته است و از قرار معلوم در خود شهر چهار عصارخانه باقی است که معروفترین آنها حاجی حسین نام دارد. به علاوه، در گلپایگان عصارخانه‌های کهن یافت می‌شود و در اردستان و زواره ویرانه‌های چند عصارخانه وجود دارد.

 عصار خانه شاهی کجاست؟

در میدان امام اصفهان اثری گمنام داریم که در شکوه و عظمت آثاری مانند مسجد امام ، مسجد شیخ لطف الله و عالی قاپو محو شده است . بنایی که اگرچه خود تاریک و بی فروغ است روزگاری مایه روشنایی چراغ های خانه های ایرانیان و حتی محافل شاهانه بوده است . بنایی کهنسال و پر رمز و راز ، سرشار از گلایه از این همه ، بی توجهی . عصار خانه شاهی و عصارخانه های دیگر ، بناهای کم اهمیتی نبوده و نیستند. در واقع همان گونه که امروز قلب صنعت ایران در دست های اصفهان می تپد در زمان های گذشته نیز از لحاظ صنعتی مقام نخست را دارا بوده است .

 این بنااین روز ها به شکل موزه درآمده و در معرض دید بازدیدکنندگان قراردارد.


 
جلفا اصفهان
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٩ : توسط : Admin

جلفای اصفهان یکی از معروفترین و زیبا ترین محله های شهری در ایران است. محله ای در جنوب شهر تاریخی اصفهان که بنای آن از زمان شاه عباس آغاز شده و در دوران سلطنت شاه عباس دوم بر وسعت آن افزوده شده است.

 

 

محله ارمنی نشین که بافت خانه های قدیمی آن بسیار زیبا و کلیساهای آن بسیار دیدنی است. گرچه بافت این محله دستخوش تغییرات زیادی شده اما هنوز هم بناهای به جامانده در آن یادآور عظمت تاریخی این محله اصفهان است.

 

 

 

 
 
 


اینجا همان جلفای اصفهان است . خالی برگوشه لب پایین اصفهان. کوچکتر از همیشه . همیشه ای که از زاینده رود آغاز می شدو تا همسایگی صفه می رسید. شاردن فرانسوی در سال 1627 میلادی نوشت: (قصبه جلفا شاید بزرگ ترین قصبات دنیا باشد. با بازارها و میدان های عمومی وحمام ها ودو کاروانسراو 11 کلیسا و یک دیر.)

اما حالا در همین سال 1390 یک خال کوچک است بر چهره اصفهان. همچنان زیبا و مینیاتوری.می گویند هر که به جلفا برود و دلش گرفته باشد دل گشوده می شود به لبخندجلفا که پر تردد است,خندان است,مهربان است و پر از تعارف به خوردن چای, بستنی و آبمیوه. مثل اینکه سعدی هم از اینجا عبورکرده است که می گوید:( باغ تفرج است و بس)

 

 


جلفای این روزها یک خیابان خالقی است که سبزی فروشی های آن بسته به فصل ,ریواس,کرفس کوهی ,تره فرنگی,سیب زمینی استانبولی و دنبلان کوهی می آورند که نوعی قارچ است و در بقیه جاهای اصفهان معمولا پیدا نمی شود و یک تکه از خیابان حکیم نظامی است  که بخشی  از تعمیر کاران ماشین ها ,یعنی باتری سازها و مکانیک های ارمنی هنوز آنجا را قرق کرده اندو تکه هایی از خیابان نظر غربی و شرقیست که این روزها همه یادشان رفته چرا "اینجا" نظر است.  
چون نمی دانند این همان خواجه نظر معروف است و تکه کوچه کلیسای وانک و اطرافش با کوچه های سنگفرش.اینجا جلفاست و میدانگاهی کوچک و قدیمی باقیمانده از دوران گذشته. گذرها به میدان جلفا می رسند که اصطلاحا میدان جلفا نامیده می شود.

 


شب های جلفا

 

 

جلفا شب های غریبی دارد. صدای پایتان را در کوچه های سنگفرش آن می شنوید. می توانید از همان خیابان خاقانی شروع کنید. "ریچاردز" انگلیسی  حدود 90 سال قبل نوشته است:"جلفا مانند خیابان های کرمان پر از کوچه های پرپیچ و خم و دوراهی های پیچا پیچ است . می توانید در اینجا گم بشوید و صدای زنان ارمنی را بشنوید که ناگهان در این پیچ و خم ها پیدا می شوند و در روزهای بهاری از شاخه های مو برگ می چینند."

 


جلفای امروز در شب چهره دیگری می یابد. بیشتر از میدان جلفا ,خاقانی ,کوچه گلستان گفتم .عصرها و شب ها صدای گفت و شنود ارمنی زبان ها با زبان فارسی در هم می آمیزد و آدم های محله ,پیر و جوان بیشتر می شوند. در کوچه کلیسا در کنار کلیسای "وانک" این ترکیب نمود بیشتری می یابد. جوان های اصفهانی را می بینید، آنها که اهل پیاده روی در کوچه های سنگفرشند.

 

 

آنهایی که دوست دارند در کنار دیوار بلند کلیسا از زن گلفروش شاخه های گل سرخ بخرند یا در کنار مجسمه "کیساراتسی"کسی که برای اولین بار در ایران و خاور میانه دستگاه چاپ را در همین کلیسای وانک به راه انداخت عکسی بگیرند و یا در یکی از کافی شاپ ها لحظه های  خوش  را با نوشیدن چای، قهوه، لیموناد، کیک شکلاتی، چیز کیک، کیک پرتغالی، انواع موس ها و شیک ها برای خود و همراهانشان بسازند. اینها را نوشتم برای کسانی که احتمالا به تماشای کلیسای وانک رفته اند و از تماشای نقاشی های روی دیوار لذت برده اند و یا سری به موزه مجموعه "وانک"زده اند و با تاریخ قوم ارمن,مهاجرت آنها به اصفهان و قصه های پنهان شده در اشیای این موزه آشنا شده اند. حالا آنها کیساراتسی را خوب می شناسند. به پاس این دیدار شگفت انگیز به کافی شاپ های دلپذیر کنار کلیسا می رویم و مثلا در کافه "شانت" از محیط گرم و صمیمی اش با قهوه و "گاتا" لذت می بریم.

 

 

 

 

و اگر کمی جلوتر رفتید و به میدان جلفا رسیدید، پیشنهاد می کنم  قبل از نوشیدن یک آبمیوه خنک حتما کلیسای مریم و "بیت اللحم" را هم ببینید. فضای روحانی این کلیساها به شدت مردمی است و شما آسوده خیال وسبک به میدان جلفا گام خواهید گذاشت.
چه زود شب می شود در این تکه جلفا که پرشده از فروشگاه های لباس و کفش,یعنی نظر شرقی که همیشه پر ترافیک و شلوغ است,دسته دسته جوان ها خیابان و پیاده رو را قرق کرده اند.

 


گذراندن عصر وغروب وشب در این تکه پر از حکایت آشنایی و ناکامی ,شوخی و خنده و اخم و حرف هایی است که این تکه را در خاطره همه تا ابد ماندگار می کند.

 


 
مجلل ترین قطارهای دنیا
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٤ : توسط : Admin

تصور بسیاری از ما ایرانی ها از قطار یک وسیله نقلیه اعصاب خورد کن است که اتلاف وقت یکی از ویژگی های بازر آن است. البته این دلیل نمی شود که به راحتی تکان های شدید و جای کم این مطمئن ترین وسیله نقلیه فعلی را فراموش کنیم.

 

اینکه قطارهای ما مشکل دارند یا قطارهای بقیه دنیا! چندان مهم نیست، مهم این است که قطارهایی در دنیا وجود دارد که سفر با آنها نه تنها عذاب آور نیست بلکه لذت بخش نیز هست.

 

با مجلل ترین قطارهای دنیا آشنا شوید:

 

1.    گلاسیر اکسپرس

 

 

 

 

مسافران این قطار که مسیر 80 مایلی کوههای آلپ سوئیس را طی می کنند، در سفر 8 ساعته خود از روی 291 پل و داخل 91 تونل عبور می کنند.

 

برای خرید بلیط این قطار باید 120 دلار کنار بگذارید.

 

 

 

2.    افتخار آفریقا

 

 

 

 

افتخار آفریقا، قطاری که به باور برخی لوکس ترین قطار جهان است، مسافران را بین کیپ تاون و دارالسلام جا به جا می کند. این سفر 14 روزه، 9 هزار دلار خرج برمی دارد.

 

 

 

3.    رویال اسکاتزمن

 

 

 

 

سفر چهار روزه با این قطار اسکاتلندی بیشتر از هر قطار دیگری خرج دارد و هزینه اش معادل 6620 دلار است. این قطار در داخل اسکاتلند استفاده می شود و در چندین ایستگاه توقف می کند.

 

 

 

4.    قصری روی چهار چرخ

 

 

 

 

این نام یکی از مجلل ترین قطارهای دنیاست که در داخل هند مورد استفاده قرار می گیرد. اتاق های لوکس و شیک این قطار شما را وسوسه می کند تا دست کم یکبار با آن سفر کنید.

 

 

5.    خط آهن فلام

 

 

 

 

این قطار روی یکی از پرشیب ترین ریل های دنیا حرکت می کند و از کنار آبشارها و دره ها عبور می کند. به نظر می رسد هزینه کردن 56 دلار برای سفر با این قطار نروژی ارزشش را داشته باشد.

 

 

 

6.    ونیز سیمپلون اورین اکسپرس

 

 

 

 

این قطار حلقه اتصال لندن، ونیز، رم و پراگ به یکدیگر است.  هزینه این سفر 6 روز و 5 شبه با مناظر زیبا و سرو هر سه وعده غذایی از 5656 دلار شروع می شود.

 

 

 

7.    خط آهن ترانس سیبری

 

 

 

 

این قطار که مسکو را به پکن وصل می کند، تجربه ای فراموش نشدنی را برای مسافرانش رقم می زند. خرج این سفر طولانی که 19 روز به طول می انجامد، بین 500 تا 1000 دلار است.

 

 

 

8.    هیرام بینگام

 

 

 

 

این قطار که در پرو مسافر جا به جا می کند، هم یکی دیگر از لوکس های دنیای قطارهاست که سفر با آن 588 دلار هزینه دارد. مسافران این قطار از سرو هر سه وعده غذایی و دیدن مناظر زیبا لذت می برند.


 
دیدنی های شب کویر از دیدگاه دکتر شریعتی
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٤ : توسط : Admin

ایران برای اهلش و به اعتراف بسیاری از گردشگران سرزمین زیبایی هاست با این وجود گاهی بسیاری از این زیبایی ها از چشم ما پنهان می ماند شاید چون با دقت نمی نگریم وشاید هم چون عادت کرده ایم متن زیر زیبایی شب کویری را ازدیدگاه دکتر علی شریعتی به تصویرمی کشد. نعمتی که با وجود دشت کویر ولوت برای ایرانیانبه راحتی قابل دسترس و بهره برداری است و چه بسا بتواند بسیاری گردشگران را به این ناحیه بکشاند.

شبِ کویر، این موجودِ زیبا و آسمانی که مردم شهر نمی شناسند. آن چه می شناسند شب دیگری است؛ شبی است که از بامداد آغاز می شود. شب کویر به وَصف نمی آید. آرامشِ شب که بی درنگ با غروب فرا می رسد _ آرامشی که در شهر از نیمه شب، درهم ریخته و شکسته می آید و پریشان و ناپایدار _ روز زشت و بی رحم و گذران وخفه ی کویر میمیرد و نسیم سرد و دِل انگیز غروب، آغاز شَب را خبر می دهد.


…آسمان کویر، این نخلستانِ خاموش و پر مهتابی که هر گاه مشتِ خونین و بی تاب قلبم را در زیر باران های غیبی سکوتش می گیرم و نگاه های اسیرم را هم چون پروانه های شوق در این مزرعِ سبز آن دوست شاعرم رها می کنم. ناله های گریه آلود آن روح دردمند و تنها را می شنوم. ناله های گریه آلود آن امام راستین و بزرگم را که هم چون این شیعه ی گم نام و غریبش، در کنار آن مدینه پلید و در قلب آن کویر فریاد، سر در حلقوم پاه می بُرد و می گریست. چه فاجعه ای است در آن لحظه که یک مرد می گِرید!…چه فاجعه ای….

 

 

 

دریاچه سابق نمک آران که در حال حاضرمنطقه کویری است

روستای 'محمدآباد کوره گز' واقع در 60 کیلومتری شمال خور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
برترین بناهای باستانی دنیا
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٤ : توسط : Admin

شکوه و عظمت آثار باستانی و بناهایی که پیشینیان برای مردم عصر حاضر به جای گذاشته اند، هر بیننده ای را افسون می کند.

در میان این آثار، بناهایی وجود دارند که گذشته از جلال و هیبت، شگفتی و حیرت تماشاگران را هم به دنبال دارند.

در این گزارش شما را با برترین های آثار باستانی در سراسر دنیا آشنا می کنیم.

1.    تئوتیهواکان

 

نام مکانی باستانی در حوزه آبگیر مکزیک است و مجموعه ای از اهرام را در خود جای داده که ساختارشان مشابه ساختمان هاییست که به زبان محلی به آن تئوتیهواکان می گویند.

این اهرام شگفت انگیز  که تاریخچه ساختشان به عصر پیش کلمبیا باز می گردد، دارای خانه های مسکونی، دیوارنما و هرم هستند.

گفته می شود این مکان شهری با 100 هزار نفر جمعیت بوده است.


2.    معبد کارناک

این معبد که در مصر واقع شده، چشم هر بیننده ای را خیره می کند. اولین پرسشی که با دیدن این معبد به ذهن بیننده می رسد این است که انسان های آن زمان چگونه توانسته اند چنین ساختار دقیقی را بدون کمک گرفتن از فناوری های کامپیوتری بنا کنند.

مورخان بر این باورند که این معبد در حدود قرن شانزدهم ساخته شده است.


3.    معابد و بتکده های باگان

هر چند امروز همچون خرابه ای می نماید، اما پیشینه ای با شکوه دارد. این بنا در برمه و در شهر باگا قرار گرفته و اعتقاد بر این است که این مکان کانون تمدن های اولیه بوده است.

در حال حاضر، تعداد زیادی معبد و بتکده با وضعیتی اسفناک به شدت نیازمند مرمت و بازسازی هستند که اگر به آنها توجه نشود، فرو خواهند ریخت.

مهمترین دلیل اینکه باگان این روزها وضعیت مناسبی ندارد این است که ارتش برمه از به رسمیت شناختن بناهای تاریخی به عنوان میراث جهانی امتناع می ورزد.


4.    شهر ممنوعه

شهری قدیمی در پکن، پایتخت چین است. بسیاری از گردشگرانی که این بنا را دیده اند، تماشای آن را به دیگران هم توصیه می کنند.

قدمت شهر ممنوعه به دهه 1400 می رسد، اما در حال حاضر بسیاری از آن از بین رفته ولی حدود 980 ساختمان باقی مانده فضایی نزدیک به 7/8 میلیون فوت مکعب را به خود اختصاص داده اند.

این شهر در واقع روایتگر فرهنگ چینی است و بسیاری از ساختمان هایش زیر نظر موزه کاخ هستند، هرچند برخی دیگر از آنها هنوز هم مورد استفاده دولت قرار می گیرند.


5.    تخت جمشید

این بنای باشکوه که در مرودشت در استان فارس واقع شده را داریوش بزرگ بنیان گذاری کرد و پسرش خشایارشا و نوه اش اردشیر اول بر وسعت و بزرگی اش افزودند.

در این شهر باستانی ایران که طی سالیان پیوسته، پایتخت مجلل و تشریفاتی امپراتوری ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌است، مجموعه کاخ‌هایی به نام تخت جمشید وجود دارد.

باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و احتمالا ً بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود کرد.

تخت جمشید با نام‌های پارسه، هزارستون، چهل منار و پرسپولیس نیز معروف است.


6.    آنگکور وات

این مکان باستانی که در کامبوج واقع شده، برای دهه ها پایتخت این کشور بوده است. اگرچه درهای این مکان به روی علاقه مندان بسته است، اما ارزش مذهبی زیادی برای کلمبیایی ها دارد.

تاریخ دانان قدمت این اثر باستانی را قرن 12 میلادی تخمین می زنند.

7.    بالی

بسیاری تاریخ اندونزی را بیشتر از هر جای دیگر با نام بالی می شناسند؛ جاییکه سالانه میزبان هزاران گردشگر از سراسر دنیاست.
اکثر هندوهای اندوزی دربالی ساکن هستند و این مکان باستانی به خاطر رویدادهای فرهنگی و آثار هنری که در آن وجود دارد، شهرت پیدا کرده است.

8.    ماچو پیچو

باور تاریخ دانان این است که این مکان باستانی که در دره ارومبامبا در پرو قرار دارد، به دست قبیله اینکا درست پیش از ورود کلمبیایی ها بنا نهاده شده است. 
این مکان در حدود 100سال کانون قدرت اینکاها بوده است و به دنبال از میان رفتن اینکاها و تا سال 1911 به حال خود رها شده بود. با این وجود گزارش های دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد این منطقه درسال 1847 کشف شد.

9.    تاج محل

 

می گویند شاه جهان تاج محل را به یاد همسر فقیدش در هند بنا نهاد. این بنا در آگرا واقع شده است و یکی از هشت شگفتی جهان به حساب می آید.
تنها انگیزه بسیاری از بازدیدکنندگان تاج محل این است که ببینند، شاه جهان به عشق همسرش چه کاری انجام داده است. شکی نیست که شاه جهان با این کار خود بخش مهمی ازتاریخ را رقم زده است.

10.    دیوار چین

هنوز هم برای همه سوال است که چطور تنها ردپای زمین که می توان از آسمان آن را دید، دیوار چین است، شگفتی که این بنا را در زمره برترین آثار باستانی جهان قرار داده است.
دیوار بزرگ چین در واقع مجموعه ای از دیوارهاست که در شمال چین کشیده شده اند و هدف اصلی چینی ها از این دیوار کشی حفاظت از کشور در برابر تهاجم خارجی ها بوده است.
طول این دیوار حدود 5هزار 500 مایل تخمین زده شده است.

11.    اهرام سه گانه

 

اهرام سه گانه مصر هم که از شگفتی های معماری در دنیا قلمداد می شوند در این فهرست حضور دارند. این اهرام در فهرست عجایب هفتگانه دنیا نیز جای دارند.
مصر باید صنعت گردشگری خود را تا حد زیادی مدیون این اهرام پر ابهت و در عین حال آرام بداند، چرا که سالانه میلیون ها گردشگر برای دیدن آنها به این کشور سفر می کنند.


 
? صفحه بعد